قهرمان ميرزا عين السلطنه

1656

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اطاق قلمدانى [ است ] و آخر آن هلالى مىشود . سه در سمت حياط سه در سمت شمال به ايوان و يك در سمت جنوب ، تمام اين عمارت مشرقى است . اطاق سفيدكارى و پاك بود . فاتحه‌اى خوانده بيرون آمدم . خيلى تعجب است كه اين عمارت تاريخى را نگاه دارى كرده‌اند و مثل ساير جاها خراب نشده است . سرايدارش نبود . زن و بچه‌اش در حياط خلوت اين عمارت منزل دارند . مسجد جامع و آثار ديگر مسجد جامع از بناهاى قديم است . يك منار بلندى داشت خيلى كهنه به‌نظر آمد . مدرسهء مطلب خان مقابل مسجد است داير بود . مسجد « تارىخانه » خيلى قديم است . چون دور بود ممكن نشد بروم . برجى هم مثل برج طغرل طهران در نزديك امامزاده جعفر بود اما از آن خيلى كوتاه‌تر است . تفضيل اين بناها تماما در مطلع الشمس ذكر شده است . الحق خيلى زحمت كشيده و خواندن دارد . دليجان حاضر شده بود . شاهزاده نصير الدوله و آدمها در باغ متولى امامزاده مشغول خوردن زردآلو و گوجه بودند . من هم خسته شده گرسنه بودم شريك آنها شده كاملا سير شدم . يخ طهران را تا سمنان برديم . يخ سمنان بسيار بد بود تا اينجا به‌زحمت رسيد . از اينجا هم يخ خوبى برداشتيم . نان پخت نكرده بودند . سمنان كه بسيار نانش بد بود . گفتند اين‌جا هم حكم آنجا را دارد . نصف گندم و نصف جو است . تا اين‌جا كه نانش بسيار بد بود پسته يك من پانزده قرآن پستهء دامغان مشهور است . امسال گفتند سرما زده كم است . حاليه يك من پانزده هزار است . دو نفر ارمنى ديدم معلوم شد تاجر پسته هستند . همين روزها صد خروار خريدارى كرده‌اند يك من نه هزار . بعد از اين خريد ترقى كرده . باغات دامغان زياد است . پسره مىگفت با وجود آنكه هركس دو باغ و سه باغ دارد باز از باغات ديگران دزدى مىكنند ، بلبل مىخواند . « جو درو » شده است . دليجان از بازار دامغان مىگذشت . خيلى كساد بود . نوبر خيار ديده شد ، به قدر اواخر خيارهاى طهران بزرگتر . سه دانه هم بيش نياورده بودند . هرچه كردم از جاليز كوچكش را بياورند به قيمت بزرگ پول بگيرند نشد .